چطور با افراد غریبه ارتباط برقرار کنم؟

ارتباط با غریبه ها

دو راه کلی برای برقراری ارتباط با افراد غریبه برایتان وجود دارد.

اولین راه تماس تلفنی و دومین راه ملاقات حضوری است.

هر کدام از این راه های ارتباط چالش های مربوط به خود را دارد.

گاهی در تماس تلفنی شرایطی پیش می آید که مجبور می شوید از سد منشی شرکت بگذرید یا اینکه شرایطی پیش می آید که مجبور می شوید روی دستگاه پیغام بگذارید.

در چنین شرایطی باید چکار کنیم ؟

عبور از سد منشی

در اینگونه موارد می توانید به طور مثال بگویید:

سلام من مقدم هستم و می خواهم با آقای … در مورد یک مسئله ی کاری صحبت کنم.

این به شما کمک می کند که وارد ارتباط با آقای … شوید.

در اینصورت به محض اینکه توانستید با او صحبت کنید، پس از معرفی مختصر خودتان یک سوال چالش بر انگیز بپرسید.

سوالی که ذهن مشتری را به خود درگیر کند.

به طور مثال یکی از بهترین سوالات باز که می توانید بپرسید و مشتری را به چالش می کشد و اکثر دغدغه های اساسی مشتری را بیان می کند، این است که:

من فروشنده خدمات تبلیغاتی هستم.

اگر شما به جای من بودید و خدمات تبلیغاتی می فروختید، این خدمات را چطور طراحی می کردید؟

خدماتی که برای مشتری مناسب باشد و بیشترین فایده را به مشتری برسانید؟

بهترین سوال برای شناسایی دغدغه مشتری

این سوال با ظرافت خاصی دغدغه های اصلی مشتری شما را استخراج می کند.

در واقع با این سوال مشتری خود را به جای مشتری می گذارد و به دغدغه های اصلی خودش فکر می کند.

در نتیجه این موضوع به سادگی تمام دغدغه ها و راه حل هایی که برای این موارد به نظرش می رسد را با شما در میان خواهد گذاشت.

این در صورتی است که اگر به صورت مستقیم می پرسیدید که “دغدغه های اصلی شما چیست ؟” در اکثر موارد یا به شما جواب نمی دهند یا اینکه جواب های مفیدی نمی گیرید.

رمز موفقیت در این ارتباط ها

رمز موفقیت در اینگونه ارتباط ها این است که طرف مقابل فرض کند که فرصتی وجود دارد که اگر تماس را قطع کند، این فرصت را از دست خواهد داد.

هدف این ارتباط این نیست که خرید و فروشی اتفاق بیافتد.

تنها موضوع مهم این است که طرف مقابل شما به بحث علاقمند شده و برای ادامه ارتباط مشتاق شود.

در ۹۰% مواقع در اینگونه ارتباط ها، هدف شما از برقراری تماس با یک غریبه باید گذاشتن قرار ملاقات باشد.

پس از اینکه جواب سوالتان را از مشتری گرفتید، یا در بعضی موارد پس از اینکه ذهنیت خود را شرح دادید، زمینه را برای ملاقات حضوری فراهم کنید.

مثلا می توانید بگویید تمام این مواردی که در این چند دقیقه گفتم، تازه بخشی از نکات جالبی است که در مورد خدمات ما وجود دارد.

موارد دیگری هم هست که می تواند سود بیشتری ایجاد کند که اگر تمایل داشته باشید، به صورت حضوری خدمت می رسم و عرض می کنم.

نکته ای که نباید فراموش کنید این است که به دلیل سوء استفاده هایی که از این موارد صورت گرفته، اکثر مردم بیشتر از گذشته مسائل امنیتی و حریم شخصی را رعایت می کنند.

به همین دلیل روز به روز برقرار کردن چنین ارتباط هایی مشکل تر می شود.

ارتباط با شرکت ها

اگر با یک شرکت بزرگ تماس بگیرید، خواهید دید که به این راحتی ها نمی توانید وارد قلمرو آنها شوید و از سد موانع ارتباطی مختلف عبور کنید.

در بعضی موارد باید از حقه و کلک استفاده کنید.

اما اگر با یک شرکت کوچک تماس بگیرید، معمولا می توانید صادقانه عمل کنید.

به طور مثال می توانید بگویید می خواهم با مسئول ارزیابی خدمات تبلیغاتی شرکت صحبت کنم.

با این کار در واقع منشی یا تلفنچی شرکت را گیج می کنید و این شانس شما را برای صحبت با رئیس شرکت بالا می برد.

به خاطر اینکه شما درخواست صحبت با فردی را کرده اید که در هیچ شرکتی وجود ندارد.

پس با استفاده از این تکنیک اگر شما را به رئیس شرکت متصل نکنند، در حالت حداقلی شما را به یک تصمیم گیرنده ی اصلی در زمینه ی مرتبط متصل خواهند کرد.

پاسخ نهایی

در نهایت: باز هم یادآوری می کنم که اگر در اولین ارتباط با یک غریبه هستید به دنبال خرید و فروش نباشید، در عوض به دنبال مشتاق کردن طرف مقابل باشید.

سعی کنید مورد را طوری جلوه دهید که انگار در ارتباط با شما فرصتی وجود دارد که هیچ کس به راحتی نمی تواند در مقابل وسوسه صحبت با شما مقاومت کند.

راز موفقیت برای این کار این است که در درجه ی اول بتوانید با یک فرد مسئول ارتباط بگیرید.

بعد از این کیفیت سوالی که خواهید پرسید، کیفیت ارتباط شما را تعیین خواهد کرد.

پس تمام تلاشتان را بکنید که در این حالت، یک سوال خاص داشته باشید.

سوالی که مععمولا رقیبتان آن را نمی پرسد.

اگر در یک کلام بخواهم را موفقیت در ارتباط با غریبه ها را بیان کنم، در یک کلمه می گویم :

آمادگی!

منبع: جاوید مقدم

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *